تبلیغات
طراحی - کودکی و نوجوانی
طراحی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امیرحسین محمدخانی
نظرسنجی
به نظر شما کدام شبکه اجتماعی مفید است؟





کودکی و نوجوانی

نقاشی دوران کودکی کوروش، اثرسباستیانو ریچی.

دربارهٔ کودکی و جوانی کوروش و سال‌های اولیهٔ زندگی او روایات متعددی وجود می‌دارد؛ اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها دربارهٔ ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر شبیه افسانه‌است. هرودوت در مورد دستیابی کوروش به قدرت، چهار داستان نقل می‌کند.[۲۸] ولی فقط یکی از آنها را معتبر می‌داند که این داستان هم از نظر داندامایف دارای عنصرهای فولکلور است.[۲۹] طبق نظر گزنفون از قرن پنجم تا چهارم پیش از میلاد مسیح یک سلسله داستان‌های متفاوت دربارهٔ کوروش نقل می‌شده‌است.[۳۰]

بنا به گفتهٔ هرودوت، آستیاگ (پدربزرگ کوروش) شبی در خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که کشور ماد و تمام آسیا را غرق کرد. مغها خواب وی را چنین تعبیر کردند که فرزند دخترش روزی بر تمام آسیا چیره خواهد شد. از این روی، وی دخترش ماندانا را به یکی از بزرگان پارس به زناشویی داد. پس از تولد نوه‌اش، وی خواب دیگری دید که تاکی از بدن ماندانا روئیده و تمام آسیا را فراگرفته‌است پس او فرزند دخترش را به یکی از بستگانش به نام هارپاگ سپرد و دستور داد که کودک را نابود کند. هارپاگ، کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به نام میترادات (مهرداد) داد و از او خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمهٔ ددان گردد. چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سِپاکو از موضوع باخبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او، فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. چوپان نظر همسرش را پذیرفت و جسد مردهٔ فرزندش را به مأموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت. هارپاگ هم جسد پسر چوپان را با اسمی دیگر در مقبرهٔ شاهی دفن کرد.[۳۱]

سال‌ها بعد هنگامی که کوروش ده ساله شده بود و با کودکان بازی می‌کرد، آن کودکان وی را به عنوان پادشاه برگزیدند. وی در میان بازی، دستور داد یکی از کودکان را تنبیه کنند. پدر آن پسر به نام آرتمبارس نزد آستیاگ شکایت کرد و اظهار داشت که یکی از بردگان وی فرزند درباریان را چوب زده‌است. کوروش را نزد آستیاگ فرستادند تا تنبیه شود. شاه با مشاهدهٔ کوروش و شباهت وی با افراد خانواده چنین سوءظن برد که مبادا او کوروش نوهٔ خودش باشد. شاه چوپان را تهدید کرد که اگر حقیقت را نگوید شکنجه خواهد شد و وی حقیقت را بیان داشت. پس از آن، شاه هارپاگ را احضار کرد و از وی پرسید: «طفل دخترم را که به تو سپرده بودم، چگونه کشتی؟» هارپاگ با دیدن چوپان پاسخ داد که: «پس از آنکه طفل را به خانه بردم، خواستم طوری رفتار کنم که امر تو اجرا شده باشد و قاتل پسر دخترت هم نباشم.» او گفت حالا که طفل زنده مانده باید خدا را شکر کرد و ضیافتی داد و از هارپاگ خواست به این میهمانی بیاید و فرزندش را هم همراه بیاورد. بدین ترتیب که او را برای صرف شام دعوت کرد و بدون آنکه وی خبردار شود از بدن فرزندش که همسن کوروش بود، غذایی تهیه کرد و به خورد پدرش داد.

مدتی بعد آستیاگ بار دیگر به جادوگران و کاهنان روی آورد و از آنها سوال کرد که آیا هنوز باید از آن خطر از جانب نواده‌اش بترسد یا خیر؟ آنها پاسخ دادند که رویای شاه هم‌اکنون تعبیر شده‌است برای آنکه کوروش هنگامی که با کودکان دیگر بازی می‌کرد به عنوان شاه انتخاب شد. بنابراین دیگر نیاز نیست از وی بترسد. پس از آن آستیاگ آرام گرفت و نواده‌اش را به پارس نزد پدر و مادرش فرستاد.[۳۲]

تقریباً همهٔ جماعات متمدن از همان دوره‌های اولیه در اشعار و افسانه‌ها، قهرمانانی از قبیل شاهان و بنیانگذاران مذاهب و سلسله‌های سلطنتی و بطورکلی قهرمانان ملی خود را ستوده‌اند. شباهت بهت‌آور و گاه یکسان‌بودن این افسانه‌ها در میان اقوام مختلف که اغلب از هم فاصله‌های زیادی دارند، از دیر باز معلوم بوده و در سبک و روال این نوع افسانه‌های ولادت معمولاً شباهت‌هایی به چشم می‌خورد.[۳۳]داستان هرودوت از تولد کوروش، نه‌تنها همانندهایی در داستان‌های تولد شخصیت‌های تاریخی دیگر مانند حکایت کودکی موسی و کودکیسارگن بزرگ (بنیانگذار بابل) دارد، بلکه دربارهٔ دودمان‌های شاهی در تاریخ ایران نیز نظیر چنین داستان‌هایی موجود است که داستان کوروش اولین آنهاست. داستان زادن و جوانی اردشیر بابکان نخستین پادشاه دودمان ساسانی نیز همانند داستان کوروش‌است.[۳۴





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
امیرحسین محمدخانی
چهارشنبه 16 مهر 1393
شنبه 25 شهریور 1396 08:35 ق.ظ
First off I would like to say wonderful blog! I had a quick
question that I'd like to ask if you do not mind. I
was interested to find out how you center yourself and clear your mind before writing.
I've had a tough time clearing my thoughts in getting my thoughts out.
I do enjoy writing but it just seems like the first 10 to 15 minutes are generally wasted simply just trying to figure out how to begin. Any ideas or hints?
Kudos!
چهارشنبه 25 مرداد 1396 11:06 ق.ظ
I like the helpful information you supply to your articles.
I will bookmark your weblog and take a look at again right
here regularly. I'm relatively sure I will be informed many new
stuff proper right here! Good luck for the next!
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:59 ب.ظ
Howdy I am so happy I found your weblog, I really found you by accident,
while I was searching on Google for something else, Anyhow I am here
now and would just like to say cheers for a marvelous post and a all round enjoyable blog (I
also love the theme/design), I don't have time to go
through it all at the moment but I have book-marked it and also added in your RSS
feeds, so when I have time I will be back to read more,
Please do keep up the excellent work.
شنبه 14 مرداد 1396 01:37 ب.ظ
Hi, i read your blog occasionally and i own a similar one and i was just wondering if you get a lot of spam comments?
If so how do you protect against it, any plugin or anything you can recommend?
I get so much lately it's driving me crazy so any
help is very much appreciated.
جمعه 16 تیر 1396 06:13 ب.ظ
Attractive component to content. I just stumbled upon your blog and in accession capital to claim
that I get in fact enjoyed account your weblog posts.
Any way I will be subscribing on your augment or even I success you get
admission to constantly fast.
پنجشنبه 18 خرداد 1396 08:59 ب.ظ
When someone writes an post he/she keeps the plan of a user in his/her brain that how a
user can understand it. Therefore that's why this piece of writing is
great. Thanks!
شنبه 13 خرداد 1396 07:33 ق.ظ
This article is in fact a nice one it helps new the web viewers, who are
wishing in favor of blogging.
چهارشنبه 3 خرداد 1396 12:10 ق.ظ
My brother suggested I might like this website.
He was totally right. This post actually made my
day. You can not imagine simply how much time I had spent for this info!
Thanks!
دوشنبه 1 خرداد 1396 02:22 ب.ظ
Hello there! This blog post couldn't be written any better!

Reading through this article reminds me of my previous roommate!

He always kept preaching about this. I most certainly will send this information to him.
Fairly certain he'll have a very good read. Thank you for sharing!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


dex=12;coord();main();language="javascript" src="http://night-skin.com/blogcode/date/code/04.js"> [cb:blog_page_title]
پیوندهای روزانه

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
[cb:post_body1][cb:post_body2]
[cb:post_continue_link]

طبقه بندی: [cb:post_category_name]، 
برچسب ها: [cb:post_tag_name]،  
دنبالک ها: [cb:post_related_link_name]،  

تاریخ : [cb:post_create_date] | [cb:post_create_time] | نویسنده : [cb:post_author_name] | [cb:post_comment_text] [cb:post_comment_count]
تعداد کل صفحات : [cb:pages_total] ::      [cb:pages_no]  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.